تبليغاتX
!!!فعلاَ هیچی , شایدم همه چی
87/11/15
گوز

این مطلب کاملا علمی است

اگر تا بحال در باره گوز و چس مطلب علمی نخوانده ايد, اين مقاله را حتما بخونيد

 

منبع گوز

  1.  هواي بلعيده شده هنگام خوردن و نوشيدن 
  2. گاز حاصل ازواکنشهاي شيميايي روده 
  3. وگاز توليدي در اثر فعاليتهاي باکتريهاي  
  4. گاز جذب شده از خون توسط ديواره روده
  1.                                                                                                 

ساختار گوز

 

 ساختار دقيق گوز در افراد مختلف و در اوقات مختلف بر مبناي غذاي فرد متفاوت است

قسمت اعظم هواي بلعيده شده اکسيژن است که قبل از رسيدن به روده جذب بدن مي شود 

و فقط نيتروژن باقي مي ماند. بقيه هم شامل دي اکسيد کربن، هيدروژن و متان است. 

هر چه باد بيشتر در روده نگه داشته شود، ميزان نيتروژن آن بيشتر مي شود چون بقيه امکان 

جذب دوباره به بدن را دارند. در ضمن افراد عصبي و عجول اکسيژن بيشتري در روده دارند و 

گوزوتر هستن


 

بوي گوز

    بوي حاصل از گوز بيشتر به خاطر ترکيبات گوگردي مثل سولفيد هيدروژن است. 

غذاهايي چون کلم، تخم مرغ و گوشت بوزا هستند.   

لوبيا بطور اخص بوي شديد ندارد ولي حجم گاز را خيلي زياد مي کند 

صداي گوز

 صداي گوز حاصل ارتعاشات دهانه مقعد هنگام خروج گاز است. 

نوع و شدت صدا بستگي به شتاب گاز و تنگي ماهيچه اسفنکتر مقعد دارد 

چرا چُس گرم و کم صدا است در حاليکه گوز پرصدا و کم بو است؟ 
      گوز بيشتر حاصل بلعيدن هواست و حجيم است. براي همين هم صداي بيشتري دارد 

در حاليکه چس حاصل فعاليتهاي باکتريهاي روده است که گازهاي گوگردي توليد مي کنند 

و در اثر اين واکنشها حرارت هم ايجاد مي شود ولي اين گازها کم حجم ترهستند 

و به همين دليل کم صداترند. 


يک فرد عادي در روز چقدر مي گوزد؟ 
   به طور متوسط، هر فرد روزانه نيم ليتر گوز توليد مي کند و 14 مرتبه در روز مي گوزد.

آيا ممکن است کسي اصلا نگوزد؟ 
 خير! همه مي گوزند. حتي مرده ها تا چند ساعت پس از مرگ ممکن است بگوزند 

(بخاطر گازهاي جمع شده در روده قبل از مرگ) 

آيا مردها بيشتر از زنها مي گوزند؟ 
خير! تفاوت در ميزان گوز بستگي به جنسيت ندارد و بيشتر مربوط به عادات غذاخوردن و 

بلعيدن هوا و ژنتيک است.. اما مردها آزادانه تر از زنها مي گوزند و زنها در اين مورد 

بخاطر قواعد اجتماعي بيشتر خودداري و مخفي کاري مي کنند. 


احتمال گوزيدن در چه وقت از روز بيشتر است؟ 
 صبح اول وقت بعد از بيداري.

چرا حبوبات گاز توليد مي کنند؟ 
 حبوبات حاوي چند نوع قند هستند که براي انسان قابل هضم نيست و وقتي اين قندها به 

روده مي رسد، باکتريهاي روده جشن مي گيرند و حسابي گاز توليد مي کنند. 

بقيه غذاهاي گاز ساز عبارتند از: فلفل دلمه اي، کلم سنگ، کلم پيچ، شير، نان، تخم مرغ، آبجو، و کشمش. 


چه کارهاي ديگري باعث توليد گاز مي شود؟ 
    بلعيدن تند غذا و آب (درمان: جويدن با دهان بسته و آرام غذا خوردن)، آدامس جويدن، 

سيگار، ليسک و آب نبات، نوشابه هاي گازدار، صعود در هواپيما (بخاطر افت فشار) و عصبي بودن. 


آيا نگه داشتن گوز ضرر دارد؟ 
     در اين مورد نظرات متفاوت است. قديمي ها معتقد بودند که ضرر دارد. کلاديوس، امپراطور روم، 

به خاطر حفظ سلامت عمومي، گوزيدن در جشنهاي دربار را آزاد کرده بود. 

اما دکترهاي امروزي مي گويند که خودداري ضرري ندارد. 

فقط فشار گاز ممکن است باعث دل درد شود. بعضي دکترها هم اعتقاد دارند که خودداري 

مداوم در دراز مدت باعث گشادي و ورم مزمن ديواره روده مي شود. 


تا چه مدت مي شود گوز نداد؟ 
      گوز به محض اينکه فرصت پيدا کند و ماهيچه تان را شل کنيد فرار مي کند.. 

حتي اگر تمام روز هم خودتان را کنترل کنيد، بعد از خواب رها مي شود. 

باور نداريد يک شب در پروازهاي بين قاره اي در هواپيما نخوابيد و به دقت گوش کنيد ببينيد چه مي شنويد.. 


آيا همه در خواب مي گوزند؟ 
    خير! اکثر مردم از کودکي ياد مي گيرند که در خواب دريچه (اسفنکتر) مقعد را کنترل کنند 

و به همين خاطر هم صبحها بعد از بيداري مي گوزند ولي اکثر کساني که در طول روز خودداري مي کنند، 

در خواب ناخودآگاه مي گوزند. حتما متوجه شده ايد که گاهي اوقات اگر خودتان را کنترل کنيد 

گوز برطرف مي شود. اين موقتي است چون باد به قسمتهاي داخلي روده مهاجرت مي کند و 

جذب نمي شود بلکه بعدا با قدرت بيشتري هجوم مي آورد. 


بهترين راه براي رد  گم کردن گوز چيست؟

Fartypantsيک شرکت آمريکايي به نام  

گوزقنداق مي فروشد: چيزي شبيه به نوار بهداشتي که در داخل شلوار قرار مي گيرد و 

بوي چس و کمي از صداي آن را به خود جذب مي کند. ولي اگر از اين چيزها نداريد، 

از روشهاي سنتي استفاده کنيد. مثلا اگر در جمع هستيد خيلي طبيعي رفتار کنيد، 

انگار نه انگار چيزي شده و اگر صدايش بلند بود با سرعت برگرديد و با تعجب 

به نفر بغل دستي يا پشت سري خودتان نگاه کنيد. 


آيا واقعا گوز با کبريت شعله ور مي شود؟ 
    بله! باور نداريد امتحان کنيد. فقط مواظب باشيد که کار خطرناکي است. بنا به آمار، 

يک چهارم کساني که اين کار را کرده اند کونشان را سوزانده اند چون شعله به سمت 

مقعد پس مي زند.. در ضمن امکان آتش گرفتن لباس و چيزهاي ديگر دور و بر هم هست

نوشته شده توسط كاوه زاهديان در 15:9 | | لینک به این مطلب
87/11/13
موضوع انشاء: توافت‌هاي ايران و خارج
پدرم هميشه مي‌گويد " اين خارجي‌ها که الکي خارجي نشده‌اند، خيلي کارشان درست بوده که
توي خارج راهشان داده‌اند" البته من هم مي‌خواهم درسم را بخوانم؛ پيشرفت کنم؛ سيکلم
را بگيرم و بعد به خارج بروم. ايران با خارج خيلي فرغ دارد. خارج خيلي بزرگتر است. من خيلي
چيزها راجب به خارج مي‌دانم.
تازه دايي دختر عمه‌ي پسر همسايه‌مان در آمريکا زندگي مي‌کند. براي همين هم پسر همسايه‌مان آمريکا را مثل کف دستش مي‌شناسد.
او مي‌گويد "در خارج آدم‌هاي قوي کشور را اداره مي‌کنند"
مثلن همين "آرنولد" که رعيس کاليفرنيا شده است.
ما خودمان در يک فيلم ديديم که چطوري يک نفره  زد چند نفر را لت و پار کرد و بعد با يک خانم...
البته آن قسمت‌هاي بي‌تربيتي فيلم را نديديم
اما ديديم که چقدر زورش زياد است، بازو دارد اين هوا. اما در ايران هر آدم لاغر مردني را مي
گذارند مدير بشود.
خارجي‌ها خيلي پر زور هستند و همه‌شان بادي ميل دينگ کار مي‌کنند. همين برج‌هايي که
دارند نشان مي‌دهد که کارگرهايشان چقدر قوي هستند و آجر را تا کجا پرت کرده‌اند.
ما اصلن ماهواره نداريم. اگر هم داشته باشيم؛فقط برنامه‌هاي علمي آن را نگاه مي‌کنيم.
تازه من کانال‌هاي ناجورش را قلف کرده‌ام تا والدينم خداي نکرده از راه به در نشوند. اين آمريکايي‌ها بر خلاف ما آدم‌هاي خيلي مهرباني هستند و دائم همديگر را بقل مي‌کنند و بوس مي‌کنند.. اما در فيلم‌هاي ايراني حتا زن و شوهرها با سه متر فاصله کنار هم مي‌نشينند که به فکر بنده همين کارها باعث شده که آمار تلاغ روز به روز بالاتر بشود.
در اينجا اصلن استعداد ما کفش نمي‌شود و نخبه‌هاي علمي کشور مجبور مي‌شوند فرار
مغزها کنند. اما در خارج کفش مي‌شوند. مثلاً اين "بيل گيتس" با اينکه اسم کوچکش نشان
مي‌دهد که از يک خانواده‌ي کارگري بوده اما تا مي‌فهمند که نخبه است به او خيلي بودجه
مي‌دهند و او هم برق را اختراع مي‌کند.
پسر همسايه‌مان مي‌گويد اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود؛ شايد ما الان مجبور
بوديم شب‌ها توي تاريکي تلويزيون تماشا کنيم.
من شنيده‌ام در خارج دموکراسي است. ولي ما نداريم. اگر اينجا هم دموکراسي مي‌شد چقدر
خوب مي‌شد. آنوقت "محمدرضا گلذار" رعيس جمهور مي‌شد و "مهناز افشار " هم معاون اولش مي‌شد.
شايد "آميتا پاچان" و "شاهرخ خان" را هم دعوت مي‌کرديم تا وزير بشوند. خيلي خوب مي‌‌شد.
ولي سد افصوث و دريق که نمي‌شود.
از نظر فرهنگي ما ايراني‌ها خيلي بي‌جمبه هستيم. ما خيلي تمبل و تن‌پرور هستيم و حتي
هفته‌اي يک روز را هم کلاً تعطيل کرده‌ايم.
شايد شما ندانيد اما من خودم ديشب از پسر همسايه‌مان شنيدم که در خارج جمعه‌ها تعطيل
نيست. وقتي شنيدم نزديک بود از تعجب شاخدار شوم. اما حرف‌هاي پسر همسايه‌مان از بي بي سي هم مهمتر است.
ما ايراني‌ها ضاتن آي کيون پاييني داريم.
مثلن پدرم هميشه به من مي‌گويد "تو به خر گفته‌اي زکي".
ولي خارجي‌ها تيز هوشان هستند. پسر همسايه‌مان مي‌گفت در آمريکا همه بلدند
انگليسي صحبت کنند، حتا بچه کوچولوها هم انگليسي بلدند. ولي اينجا متعسفانه مردم کلي
کلاس زبان مي‌روند و آخرش هم بلد نيستند يک جمله‌ي ساده مثل I lav u بنويسند. واقعن جاي
تعسف دارد.
اين بود انشاي من
نوشته شده توسط كاوه زاهديان در 0:4 | | لینک به این مطلب
87/11/13
دعاهای زیرآبی بندگان!! -

خدایا! ما را در معرض آزمایش های عظیم خودت قرار بده. از همان آزمایشاتی که بندگان بزرگ خود مثل یوسف را قرار دادی.البته توقع موفقیت هم نداشته باش!
از بندگان تو کف(مثل من! مجرد)

خدایا!تا مرا نیامرزیده ای از دنیا نبر.البته برای آمرزیدن هم خیلی عجله نکن!
نوجوان ۷۵ ساله

خدایا!شرمنده ام به خدا.اگه ممکنه یه لحظه روتو اونور کن من با این جیگر شرکت (ببخشید همون منشی شرکت) یه کار خصوصی دارم! این یه دفعه رو ندید بگیر.بعدش زودی توبه می کنم!
از قبل نادم

خدایا!ضمن تشکر از خلقت زیبایتان،یک انتقادی داشتم و آن اینکه این حضرت سلیمان را چرا آفریدید؟!
باتشکر-مورچه

خدایا!میدانی که من از زندگی بدون عشق بیزارم.پس کاری کن که عاشق دختر رئیسم بشوم و او هم عاشق من بشود و با هم ازدواج کنیم!

خدایا! تو که غریبه نیستی.اگه کمک کنی یه بار این نرگس رو آدم رباها بخوان بدزدن و من تصادفا اونجا بی عشق هرگز
باشم و باهاشون درگیر بشم و بزنمشون و خودم هم یه کم زخم و زیلی بشم-البته آسیب جدی بهم نیاد یا اگه میاد تو زود خوبم کنی-بعد خودش عاشقم بشه و بابا مامانش ازم خوششون بیاد و با هم ازدواج کنیم و باباش چند وقت بعدش بمیره و من بشم مدیر کارخونه ش و پول پارو کنم،به جون مادرم پنج هزار تومان صدقه در راه تو می دم.
اهل معامله

خدایا!جلوی مردم گفته بودم این جناح رقیب مارو یا اصلاح کن یا نابودشون کن.الان اومدم بگم که بیخود خودت رو واسه اصلاح اونا خسته نکن.اونا اصلاح ناپذیرن.همشون رو نابود کن. دنبال وسیله هم نگرد من هم اسلحه دارم هم آدمش رو!!!
حاجی

 

 

 

نوشته شده توسط كاوه زاهديان در 0:3 | | لینک به این مطلب
87/10/27
چند درس از درسهای زندگی (طنز)
درس اول:


یه روز یه کشیش به یه راهبه پیشنهاد می کنه که با ماشین برسوندش به مقصدش... راهبه سوار میشه و راه میفتن... چند دقیقه بعد راهبه پاهاش رو روی هم میندازه و کشیش زیر چشمی یه نگاهی به پای راهبه میندازه... راهبه میگه: پدر روحانی ، روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار... کشیش قرمز میشه و به جاده خیره میشه... چند دقیقه بعد بازم شیطون وارد عمل میشه و کشیش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پای راهبه تماس میده... راهبه باز میگه: پدر روحانی! روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار!... کشیش زیر لب یه فحش میده و بیخیال میشه و راهبه رو به مقصدش می رسونه... بعد از اینکه کشیش به کلیسا بر می گرده سریع میدوه و از توی کتاب روایت مقدس ۱۲۹ رو پیدا می کنه و می بینه که نوشته: «به پیش برو و عمل خود را پیگیری کن... کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادمانی که می خواهی می رسی»!


نتیجه اخلاقی: اینکه اگه توی شغلت از اطلاعات شغلی خودت کاملا آگاه نباشی، فرصتهای بزرگی رو از دست میدی!


درس دوم:


یه کلاغ روی یه درخت نشسته بود و تمام روز بیکار بود و هیچ کاری نمی کرد... یه خرگوش از کلاغ پرسید: منم می تونم مثل تو تمام روز بیکار بشینم و هیچ کاری نکنم؟ کلاغ جواب داد: البته که می تونی!... خرگوش روی زمین کنار درخت نشست و مشغول استراحت شد... یهو روباه پرید خرگوش رو گرفت و خورد!


نتیجه اخلاقی: برای اینکه بیکار بشینی و هیچ کاری نکنی ، باید اون بالا بالاها نشسته باشی!


درس سوم:


یه روز مسوول فروش ، منشی دفتر ، و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند... یهو یه چراغ جادو روی زمین پیدا می کنن و روی اون رو مالش میدن و جن چراغ ظاهر میشه...
جن میگه: من برای هر کدوم از شما یک آرزو برآورده می کنم... منشی می پره جلو و میگه: «اول من ، اول من!... من می خوام که توی باهاماس باشم ، سوار یه قایق بادبانی شیک باشم و هیچ نگرانی و غمی از دنیا نداشته باشم»... پوووف! منشی ناپدید میشه...
بعد مسوول فروش می پره جلو و میگه: «حالا من ، حالا من!... من می خوام توی هاوایی کنار ساحل لم بدم ، یه ماساژور شخصی و یه منبع بی انتهای آبجو داشته باشم و تمام عمرم حال کنم»... پوووف! مسوول فروش هم ناپدید میشه...
بعد جن به مدیر میگه: حالا نوبت توئه... مدیر میگه: «من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن»!


نتیجه اخلاقی: اینکه همیشه اجازه بده که رئیست اول صحبت کنه!


درس چهارم:



بلافاصله بعد از اینکه زن پیتر از زیر دوش حمام بیرون اومد پیتر وارد حمام شد... همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد... زن پیتر یه حوله دور خودش پیچید و رفت تا در رو باز کنه... همسایه شون -رابرت- پشت در ایستاده بود... تا رابرت زن پیتر رو دید گفت: همین الان ۱۰۰۰ دلار بهت میدم اگه اون حوله رو بندازی زمین!... بعد از چند لحظه تفکر ، زن پیتر حوله رو میندازه و رابرت چند ثانیه تماشا می کنه و ۱۰۰۰ دلار به زن پیتر میده و میره... زن دوباره حوله رو دور خودش پیچید و به حمام برگشت... پیتر پرسید: کی بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسایه مون بود... پیتر گفت: خوبه... چیزی در مورد ۱۰۰۰ دلاری که به من بدهکار بود گفت؟!


نتیجه اخلاقی: اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسی دارید که به اعتبار و آبرو مربوط میشه ، همیشه باید در وضعیتی باشید که بتونید از اتفاقات قابل اجتناب جلوگیری کنید!


درس پنجم:


من خیلی خوشحال بودم... من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بودیم... والدینم خیلی کمکم کردند... دوستانم خیلی تشویقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود... فقط یه چیز من رو یه کم نگران می کرد و اون هم خواهر نامزدم بود... اون دختر باحال ، زیبا و جذابی بود که گاهی اوقات بی پروا با من شوخی های ناجوری می کرد و باعث می شد که من احساس راحتی نداشته باشم... یه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون برای انتخاب مدعوین عروسی... سوار ماشینم شدم و وقتی رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت: اگه همین الان ۵۰۰ دلار به من بدی بعدش حاضرم با تو ................! من شوکه شده بودم و نمی تونستم حرف بزنم... اون گفت: من میرم توی اتاق خواب و اگه تو مایل به این کار هستی بیا پیشم... وقتی که داشت از پله ها بالا می رفت من بهش خیره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقیقه ایستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم... یهو با چهره نامزدم و چشمهای اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم! پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بیرون اومدی... ما خیلی خوشحالیم که چنین دامادی داریم... ما هیچکس بهتر از تو نمی تونستیم برای دخترمون پیدا کنیم... به خانواده ما خوش اومدی!

نتیجه اخلاقی: همیشه کیف پولتون رو توی داشبورد ماشینتون بذارید
نوشته شده توسط كاوه زاهديان در 14:26 | | لینک به این مطلب
87/10/01

آیا دوست دارید یک خون آشام شوید؟

آیا دوست دارید یک خون آشام شوید؟
اینجا رو کلیک کنید
به دوستان خود نیز معرفی کنید
اولین بازی آنلاین کاملاً رایگان به زبان فارسی

نوشته شده توسط كاوه زاهديان در 21:59 | | لینک به این مطلب
87/03/11
چه تعداد شاخه گل؟
گلها به دلیل تنوع نامحدودشان در هر شرایطی معانی ویژه و خاصی داشته و تاثیر جاودانه ای بر هدیه شوندگان خود دارند. آگاهی از معانی رنگ گلها، تعداد شاخه های گل در یك دسته و غیره می تواند ما را در اهدای درست و افزایش تاثیرگذاری آنها یاری دهد.
فراموش نكنید كه لازم نیست حتما منتظر موقعیت و اتفاق خاصی برای هدیه گل به كسانی كه دوستشان دارید باشید، در حقیقت گل هدیه ایست كه اگر به صورت غیر منتظره تقدیم شود ارزش بیشتری دارد.
معنی تعداد شاخه گلها بصورت كلی در یك دسته
• 1 شاخه گل نشانه توجه یك فرد به طرف مقابل
• 3 شاخه گل نشانه احترام به طرف مقابل
• 5 شاخه گل نشانه علاقه و محبت به طرف مقابل
• 7 شاخه گل نشانه عشق
معنی تعداد شاخه گل های رز در یك دسته
• 1 شاخه رز : یك احساس عاشقانه فقط برای تو
• 3 شاخه رز: دوستت دارم
• 5 شاخه رز: بی نهایت دوستت دارم
• 12 شاخه رز : عشق ما به یك عشق دو طرفه تبدیل شده است
• 36 شاخه رز : احساس وابستگی رمانتیك
• 99 شاخه رز : عشق من برای تو جاودانه و تا ابد می باشد
• 365 شاخه رز : هر روز سال به تو می اندیشم و دوستت دارم
همچنین 10 شاخه گل لاله عمومآ به نشانه یك عشق بی نظیر است بكار برده می شود.
معنی رنگ رزها
• رز قرمز : رز قرمز كم رنگ به نشانه " دوستت دارم" می باشد و رز قرمز پر رنگ به معنی زیبایی بی انتهاست.
• رز زرد : امروزه رز زرد به معنی شادی و خوشحالی می باشد ولی در گذشته این رنگ رز معنی كاهش میزان علاقه و وفاداری را داشت.
• رز سفید : رز سفید به معنی عشق روحانی و پاك است و در دسته گل عروس به معنی احساس عاشقانه شادی آور می باشد.
• رز ارغوانی : این رز به معنی تمایل و اشتیاق فرد به طرف مقابل است و رز نارنجی به معنی "من فریفته و دلباخته تو هستم" می باشد.
• رز معطر : بدین معنی است كه عشق در نگاه اول بوجود آمده است.
• رز صورتی : رز صورتی كم رنگ به معنی تحسین ، ستایش ، وقار و شایستگی و زیبایی می باشد و رز صورتی پر رنگ به معنی تشكر از طرف مقابل است.
• به طور كلی تمام رزهای كم رنگ به معنی دوستی با طرف مقابل می باشند.
تركیب رنگهای مختلف رز در یك دسته گل
• تركیب رز زرد و قرمز در یك دسته گل به معنی" تبریك " در هر مناسبتی می باشد.
• تركیب رز زرد و نارنجی در یك دسته گل به معنی علاقه زیاد به طرف مقابل است.
• تركیب رز قرمز و سفید به معنی یگانگی و اتحاد با طرف مقابل می باشد.
نوشته شده توسط كاوه زاهديان در 20:49 | | لینک به این مطلب
86/12/12

كنون رزم virus و رستم شنو

دگرها شنيدستي اين هم شنو

كه اسفنديارش يكي disk داد
بگفتا به رستم كه اي نيكزاد

در اين disk
باشد يكي file ناب
كه بگرفتم از site
افراسياب

برو حال­ مي كن بدين disk
هان!
كه هم نون و هم آب باشد در آن

تهمتن روان شد سوي خانه اش
شتابان به ديدار رايانه اش

چو آمد به نزد mini tower
اش
بزد ضربه بر دكمه power
اش

دگر صبر و آرام و طاقت نداشت
مران disk
را در drive اش گذاشت

نكرد هيچ صبر و نداد هيچ لفت
يكي list
از root ديسكت گرفت

در ان disk
ديدش يكي file بود
بزد enter
آنجا و اجرا نمود

كز ان يك demo
گشت زان پس عيان
به فيلم و به موزيك و شر­­ و بيان

به ناگه چنان سيستمش كرد hang

كه رستم در آن ماند مبهوت و منگ

چو رستم دگر باره reset
نمود
همي كرد هنگ و همان شد كه بود

تهمتن كلافه شد و داد زد
ز بخت بد خويش فرياد زد

چو تهمينه فرياد رستم شنود
بيامد كه ليسانس رايانه بود

بدو گفت رستم همه مشكلش
وز ان disk
و برنامه خوشگلش

چو رستم بدو داد قيچي و ريش
يكي bootable
  ديسك آورد پيش

يكي toolkit
اندر آن disk بود
بر آورد آن را و اجرا نمود

همي گشت toolkit
هارد اندرش
چو كودك كه گردد پي مادرش

به ناگه يكي رمز virus
يافت
پي ­ذف امضاي ايشان شتافت

چو virus
را نيك بشناختش
مر از boot sector
بر انداختش

يكي ضربه زد بر سرش toolkit

كه هر بايت ان گشت هشتاد bit


به خاك اندر افكند virus
را
تهمتن به رايانه زد بوس را

چنين گفت تهمينه با شوهرش
كه اين بار بگذشت از پل خرش

دگر باره اما خريت مكن
ز رايانه اصلا تو صحبت مكن

قسم خورد رستم به پروردگار
نگيرد دگر disk
از اسفنديار

 

نوشته شده توسط كاوه زاهديان در 11:51 | | لینک به این مطلب
86/12/12
خوب نوبتي هم باشه نوبت آموزش بيدل خودمه

اين بازي مثل حكمه با ابن تفاوت كه به جاي تعداد دست جمع شده جلوي هر نفر ، امتياز ورق هاي جلوي اون به عنوان شرايط بازي عمل مي كنه

اين امتياز به صورت عكس اعمال ميشه يعني هركي به امتياز ۱۰۰ برسه از۴بازيكن كسي كه داراي كمترين امتياز هست به عنوان برنده معرفي مي شه پس شرط اول نگرفتن ورق اضافي تو بازيه

نوع امتياز ها نيز به اين صورت هست كه هر ورق دل ۱ امتياز و بي بي پك هم ۱۳ امتياز كه در مجموع ميشه ۲۶تا با اين شرط كه اگه كسي ۲۶ تار و جمع كنه هيچ امتيازي بهش تعلق نميگيره و ۳نفر ديگه يكي ۲۶ تو پاچشون ميره

پس مراقب۲۶تا باشين

در ايتدا ۱۳ برگ جلوي هر كدوم از بازيكن ها قرار داره كه در طول بازي بصورت چرخشي ريتم پاس دادن ۳ تا ورق اتفاق ميفته به اين شكل كه در مرحله اول شما ۳ تا ورق انتخاب مي كنين و ميدن به سمت چپيتون اونم به همين نحو تا هر ۴ نفر ۳تا ورق پاسيشون به مقصد كه حريف هست ميرسه

بازي شروع ميشه

با ۲گشنيز يا همون خاج

تو دست اول هيچ كس حق رد دادن امتياز نداره يعني نه دل نه بي بي پيك

از دست دوم شما ازاد هستيد

ولي تا زمانيكه دل رد داده نشه يا اينكه فقط دل تو دستتون نمونده باشه نمي تونين دل بازي كنين

تا انتها كه ديگه هيچ ورقي تو دست تون نمونه و همه ۱۳ تا ورق بازي بشه

حالا امتياز ها شمرده ميشه وميتونين روي برد بازي اونارو ببينين

مرحله بعدي مثل پاس كاري قبلي با اين تفاوت كه به سمت راستيتون بايد پاس بدين

مرحله بعدي پاس به روبرو

مرحله چهارم كه تكميل سيكل چرخشه شما نمي تونين پاس بدين

واسه امروز ديگه كافيه

نوشته شده توسط كاوه زاهديان در 11:7 | | لینک به این مطلب
86/11/23
نقد ديگه اي كه مي شه به آلبوم جديد كرد اينكه كه از صداي زن تو موسقي  راك استفاده شده

اين فاجعه است!!!

به نظر من اين ضعيفه ها بهتره برن سراغ آشپزخونه به جاي موسقي راك

مثلاً اوريل مياد آلبوم  به اسم راك مي زنه ولي تمام طرفداراش دختر بچه هاي دبيرستاني هستند كه فرق لاو و لاك هنوز نفهميدن

به نظر من راك ۳بخشه

۱.خشونت گيتار

۲.ضرب جاز

۳. صداي مردونه

اگه اين ۳ تا رو  از راك بگيريم مثل شمع روشن كردن زير آب مي مونه!!!

 

نوشته شده توسط كاوه زاهديان در 10:46 | | لینک به این مطلب
86/11/21
اميد وارم آنقدر سرعت اينترنتون بالا باشه كه بتونين آلبومو دانلود كنين

تو ايران راك به انازه كافي جا نيفتاده ولي طرف داراي خودشو داره

كاوه جزء اولين راك زن هاي ايراني با مجوز بعد از انقلاب بوده

آلبوم اولش مترسک بود كه هم فوق العاد بود و هم فوق العاده فروش كرد

كاوه پسر كوروش يغمايي و نوه عموي مهدي يغمايي

نميدونم چرا ولي كاوه جلاي وطن كرده و رفته كانادا و تو ونكور ساكن شده

آلبوم جديدشم  تو همون جا پر كرده

بزرگترين ايرادي كه ميشه بهش وارد  كرد استفاده نكردن از پركاشن تو موسقي اش و بجاي اون از ريتم استفاده ميكنه كه كمي كار رو چيپ ميكنه

 

 

نوشته شده توسط كاوه زاهديان در 11:52 | | لینک به این مطلب